ترجمه "percutaneous" به فارسی

(در مالیدن پماد و غیره) تراپوستی, (مثلا در آمپول زدن) زیر پوستی بهترین ترجمه های "percutaneous" به فارسی هستند.

percutaneous adjective دستور زبان

Taking place through the skin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در مالیدن پماد و غیره) تراپوستی

  • (مثلا در آمپول زدن) زیر پوستی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " percutaneous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "percutaneous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه