ترجمه "peremptory" به فارسی
قطعی, آمرانه, قاطع بهترین ترجمه های "peremptory" به فارسی هستند.
peremptory
adjective
noun
دستور زبان
(law) Precluding debate or expostulation; not admitting of question or appeal; positive; absolute; decisive; conclusive; final. [from 15th c.] [..]
-
قطعی
adjectivebut with the peremptory notification that this was the last one:
بلکه با اخطاری قطعی که آن گل، آخرین گل خواهد بود:
-
آمرانه
I shall not send them away, said Lydgate, the peremptoriness rising again.
به هیچ وجه این کار را نخواهیم کرد. باز با لحن آمرانه صحبت کرده بود.
-
قاطع
only they sometimes issued from the cabin with orders so sudden and peremptory
جز آنکه گاه با فرمانهایی چنان ناگهانی و قاطع از اطاق ناخدا بیرون میآمدند
-
ترجمه های کمتر
- مطلق
- استبدادی
- بااراده
- مصممانه
- کامل
- (حقوق) بی چون و چرا
- (فرمان و غیره) تغییر ناپذیر
- بی برو و برگرد
- بی چون وچرا
- تحکم آمیز
- تعلل ناپذیر
- دارای اختیار
- دارای برجستگی
- سرپیچی ناپذیر
- فرمان وار
- واجب الاجرا
- کوته فکرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peremptory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peremptory" با ترجمه به فارسی
-
بی چون و چرا · تحکم · قاطعیت · قطعیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن