ترجمه "perfection" به فارسی

کمال, خوبی, حدکمال بهترین ترجمه های "perfection" به فارسی هستند.

perfection verb noun دستور زبان

The quality or state of being perfect or complete, so that nothing requisite is wanting; entire development; consummate culture, skill, or moral excellence; the highest attainable state or degree of excellence; maturity; as, perfection in an art, in a science, or in a system; perfection in form or degree; fruits in perfection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمال

    noun

    being perfect [..]

    Thus it had come to pass, that Tellson's was the triumphant perfection of inconvenience.

    بدین گونه بود که مؤسسه تل سن به کمال تصدیع نایل آمده بود.

  • خوبی

    I always thought it would be the perfect place to marry you.

    همیشه فکر میکردم که مکان خوبی برای ازدواج با تو هست.

  • حدکمال

  • ترجمه های کمتر

    • فرآراستگی
    • فرساخت
    • هامش
    • صنم
    • معبود
    • اتمام
    • هام
    • بت
    • بی عیب
    • بی عیبی
    • بی نقص
    • بی نقصی
    • بی کاستی
    • تکمیل بودن
    • عالی بودن
    • نمونه کامل
    • کمال مطلوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perfection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perfection" با ترجمه به فارسی

  • (شعر) قافیه ی کامل (مانند: take و make) · رجوع شود به rime riche
  • (دستور زبان) گذشته ی کامل · ماضی بعید · گذشته ی بعید
  • (دستور زبان) آینده ی کامل
  • زمان گذشته کامل در زبان انگلیسی
  • مام · نقلی
  • ماشین چاپ دو طرفه (که دو طرف صفحه را یکباره چاپ می کند)
  • اسم مفعول · رجوع شود به past participle
  • (موسیقی) هماهنگی کامل
اضافه کردن

ترجمه های "perfection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه