ترجمه "peri" به فارسی
پری, (از ریشه فارسی), (اسطوره ی ایرانی) پری بهترین ترجمه های "peri" به فارسی هستند.
peri
noun
دستور زبان
a sprite or supernatural being in Persian mythology. [..]
-
پری
nounsprite in Persian mythology
He had already withdrawn his eye from the Peri,
در این موقع آن مرد چشمان خود را از چهره آن پری برداشته بود،
-
(از ریشه فارسی)
-
(اسطوره ی ایرانی) پری
-
ترجمه های کمتر
- پری رو
- پری چهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Peri
-
پری
adjective noun properHe had already withdrawn his eye from the Peri,
در این موقع آن مرد چشمان خود را از چهره آن پری برداشته بود،
PERI
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"PERI" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PERI در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "peri" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) پیراگیر
-
كشاورزي پیراشهري · کشاورزی برونشهری
-
کریستینا پری روسی
-
پیچالپری
-
اطراف · برون [periscope] · دور - · مجاور [perinatal] · نزدیک · پیرا -
-
كشاورزي پیراشهري
-
كشاورزي پیراشهري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن