ترجمه "perpetuation" به فارسی
مخلدسازی, تطویل, جاودان سازی بهترین ترجمه های "perpetuation" به فارسی هستند.
perpetuation
noun
دستور زبان
The act of prolonging existence, of keeping something alive or active. [..]
-
مخلدسازی
-
تطویل
noun -
جاودان سازی
-
عمل دائمی کردن چیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perpetuation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perpetuation" با ترجمه به فارسی
-
خود جاویدساز · خودنگهدار
-
(حقوق یا مستمری) دائم · (حقوق) تمام عمری · ابد · ابدیت · ابدیت پایایی · استمرار · بقا · جاودانگی · جاودانی · همیشگی · چیز مستمر
-
(برای همیشه) در خاطر ثبت کردن · (هیچگاه) از یاد نبردن · ابدی کردن · تداوم بخشیدن · جاودانی کردن · دائمی کردن · زنده نگهداشتن
-
واقعی -مستمر
-
(فیزیک - در عالم فرض) حرکت همیشگی
-
(شغل و غیره) تمام عمری · (مدت) نامحدود · (گل) همیشه شکوفا · ابدی · استمراری · بی وقفه · جاودانی · جاوید · جاویدان · دائم · دائمی · دارای گل در تمام فصل ها · درازمدت · لاینقطع · مدام · مداوم · همیشگی · پیوسته
-
تقویم همیشگی (که می توان روزانه آن را تنظیم کرد)
-
بطور ابدی · دائما · هرگز · همیشه · پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن