ترجمه "persecution" به فارسی
آزار, اذیت, زجر بهترین ترجمه های "persecution" به فارسی هستند.
persecution
noun
دستور زبان
The act of persecuting. [..]
-
آزار
verbthe act of persecuting
This revelation came in consequence of the persecution upon the Saints in Missouri.
این وحی در نتیجۀ آزار بر مقدّسین در میسوری آمد.
-
اذیت
nounAs the persecution intensified in Malawi, thousands of us fled the country.
با بالا گرفتن اذیت و آزار در مالاوی هزاران نفر از ما از کشور خارج شدیم.
-
زجر
nounWho defends persecuted speak in Our Office.
کسي که در مقابل زجر کشيده ها ، در دفتر چطور صحبت مي کرد
-
ترجمه های کمتر
- ستم
- رنج
- شكنجه
- تعرض
- صدد ازار
- محنت
- ازار
- آزارگری
- تصدیع
- مشقت
- ایذا و اذیت
- به ستوه آوری
- ذله سازی
- ظلم و جور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persecution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "persecution" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه به خاطر مذهب یا سیاست یا نژاد) مورد ایذا و اذیت قرار دادن · آزار کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · جفا کردن · دردسر دادن · ذله کردن · زجر دادن · ستم روا داشتن · مزاحمت ایجاد کردن · مصدع شدن
-
بهائیستیزی
-
آزار دینی
-
(به ویژه به خاطر مذهب یا سیاست یا نژاد) مورد ایذا و اذیت قرار دادن · آزار کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · جفا کردن · دردسر دادن · ذله کردن · زجر دادن · ستم روا داشتن · مزاحمت ایجاد کردن · مصدع شدن
-
(به ویژه به خاطر مذهب یا سیاست یا نژاد) مورد ایذا و اذیت قرار دادن · آزار کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · جفا کردن · دردسر دادن · ذله کردن · زجر دادن · ستم روا داشتن · مزاحمت ایجاد کردن · مصدع شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن