ترجمه "personal" به فارسی

شخصی, فردی, خصوصی بهترین ترجمه های "personal" به فارسی هستند.

personal adjective noun دستور زبان

Pertaining to human beings as distinct from things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شخصی

    adjective

    Other than your doctor's cold finger, I'd say it's about as personal as it can get.

    جدا از گندی که تو بالا آوردی من که میگم از این شخصی تر هم میتونه بشه.

  • فردی

    The efficiency of our forces was the personal efficiency of the single man.

    کفایت و کار آیی نیروهای ما بستگی به لیاقت فردی یک یک افرادمان داشت.

  • خصوصی

    Tonight was the closest he had come to any kind of personal discussion.

    امشب او بیشتر از همیشه به صحبتهای خصوصی پرداخته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • جسمی
    • انسانی
    • حضوری
    • ظاهری
    • بدنی
    • تنی
    • (جمع) اخبار شهروندان
    • (حقوق) وابسته به مایملک شخصی
    • (دستور زبان) شخصی
    • (روزنامه) آگهی تک ستونی شخصی
    • (روزنامه) خبر درباره ی شخص به خصوص
    • اخبار فردی
    • ستون آگهی های خصوصی
    • وابسته به انسان ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " personal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Personal

A privacy relationship setting that allows the most amount of information to be viewed.

+ اضافه کردن

"Personal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Personal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "personal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "personal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه