ترجمه "perspective" به فارسی
منظره, ژرفانمایی, دید بهترین ترجمه های "perspective" به فارسی هستند.
perspective
adjective
noun
دستور زبان
A view, vista or outlook. [..]
-
منظره
nounHere's something to keep things in perspective.
بيا اين يه چيزي که به اينجا منظره ميده.
-
ژرفانمایی
approximate representation, on a flat surface (such as paper), of an image as it is seen by the eye [..]
-
دید
nounI speak about this topic from a decidedly distinctive perspective.
من با یک دید مشخصّی در بارۀ این موضوع صحبت میکنم.
-
ترجمه های کمتر
- زاویه
- دورنما
- بعدنما
- دیدگاه
- نظرگاه
- بعد
- تصویر
- فرتور
- ژرفانما
- (جمع) مناظر و مرایا
- (رسم فنی) پرسپکتیو
- (مجازی) چشم انداز
- بعد نمایی
- تجسم فضایی
- جنبه فکری
- دورنمای سه بعدی
- مناظر و مرایا
- چشم انداز
- ژرفا نمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perspective " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "perspective"
عباراتی شبیه به "perspective" با ترجمه به فارسی
-
به چیزی واقع بینانه نگاه کردن
-
نماي هوايي · پرسپکتیو هوایی
-
خطای پرسپکتیو
-
جنبه فکری · رجوع شود به perspective · مناظر و مرایا · چشم انداز
-
ازروی علم مناظرو مرایا · مطابق اصول مناظرو مرایا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن