ترجمه "pertaining" به فارسی
راجع, مربوط, وابسته بهترین ترجمه های "pertaining" به فارسی هستند.
pertaining
noun
verb
دستور زبان
Present participle of pertain. [..]
-
راجع
-
مربوط
adjectiveYou must speak only about that which pertains to your case.
جز از آنچه مربوط بکارتان است حرف نزنید!
-
وابسته
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pertaining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pertaining" با ترجمه به فارسی
-
در مورد، در رابطه با
-
رابطه، مربوط بودن
-
در مورد، در ارتباط با
-
اختصاص داشتن · جزو مخلفات (چیزی) بودن · جزو چیزی بودن · دیدَن · راجع بودن · سزیدن · شایسته بودن · متعلق بودن · مربوط بودن (به چیزی) · مناسب بودن · وابسته بودن · وابسته بودن (به)
-
اختصاص داشتن · جزو مخلفات (چیزی) بودن · جزو چیزی بودن · دیدَن · راجع بودن · سزیدن · شایسته بودن · متعلق بودن · مربوط بودن (به چیزی) · مناسب بودن · وابسته بودن · وابسته بودن (به)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن