ترجمه "perturbation" به فارسی
اختلال, اضطراب, پریشانی بهترین ترجمه های "perturbation" به فارسی هستند.
perturbation
noun
دستور زبان
(uncountable) Agitation; the state of being perturbed [..]
-
اختلال
-
اضطراب
Lydgate wished to save her from any perturbation.
لایدگیت میل داشت او را از هرگونه اضطراب و نگرانی به دور بدارد.
-
پریشانی
But Orlando showed no such signs of perturbation.
اما ارلاندو هیچ یک از این حالات پریشانی را از خود بروز نداد.
-
ترجمه های کمتر
- نگران
- نابسامانی
- دلواپس
- اغتشاش
- دلپریشی
- پریشندگی
- (آواشناسی - تغییر تن تحت تاثیر صداهای مجاور) دگرگونی نواخت
- (نجوم) پرگاره پریشی
- در هم ریختگی
- دست پاچگی
- دلواپس سازی
- نابسامانی مداری
- نگران سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perturbation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perturbation" با ترجمه به فارسی
-
اشفتن · اشفته · اشفته کردن · مختل · مشوش · مضطرب · مضطرب کردن · پریشان کردن
-
غمزده · مسبب ناراحتی
-
اشوب پذیر · اضطراب پذیر · براشفتنی · برهم زدنی
-
نظریه اغتشاش
-
(نجوم - فیزیک - ستاره یا اتم و غیره را از مدار یا مسیر و حرکت معمولی خود منحرف کردن) پرگاره پریش کردن · آشفتن · برهم زدن · به هم زدن · دلواپس کردن · سختي · مغشوش کردن · نگران کردن · پریشان کردن · پریشاندن
-
(نجوم - فیزیک - ستاره یا اتم و غیره را از مدار یا مسیر و حرکت معمولی خود منحرف کردن) پرگاره پریش کردن · آشفتن · برهم زدن · به هم زدن · دلواپس کردن · سختي · مغشوش کردن · نگران کردن · پریشان کردن · پریشاندن
-
غمزده · مسبب ناراحتی
-
نظریه اغتشاش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن