ترجمه "peruse" به فارسی

خواندن, بررسی کردن, مطالعه کردن بهترین ترجمه های "peruse" به فارسی هستند.

peruse verb noun دستور زبان

(intransitive, regional) To go from place to place; to wander. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواندن

    verb

    He took refuge in perusing the letter again.

    بار دیگر با خواندن نامه خود را مشغول کرد.

  • بررسی کردن

    verb

    As I perused her scriptures, I noticed that she had written a personal goal in the note section.

    وقتیکه کتاب مقدّس را بررسی کردم، متوجّه شدم که او یک هدف خود را در بخش یاد داشت ها نوشته بود.

  • مطالعه کردن

    I perused your file in Human Resources.

    من پرونده تو رو در قسمت نيروي انساني. بدقت مطالعه کردم

  • ترجمه های کمتر

    • (به دقت) خواندن
    • بدقت خواندن
    • مرور کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peruse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "peruse" با ترجمه به فارسی

  • بدقت مطالعه نمودن · مطالعه
  • (به دقت) خواندن · خوانش · مرور · مطالعه · نیک خوانی
اضافه کردن

ترجمه های "peruse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه