ترجمه "perverse" به فارسی

منحرف, خودسر, گمراه بهترین ترجمه های "perverse" به فارسی هستند.

perverse adjective دستور زبان

Turned aside; hence, specifically, turned away from the (morally) right; willfully erring; wicked; perverted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منحرف

    adjective

    Can't allow fanatics to arrest the Queen's brother, no matter his perversions.

    نمي تونيم اجازه بديم که اون متعصب ها برادر ملکه رو بخاطر منحرف بودنش دستگير کنن

  • خودسر

    she had often been negligent or perverse

    خیلی وقتها یا خودسر بود،

  • گمراه

    I don't like to question your methods, but this does seem willfully perverse.

    نميخوام از روشات بپرسم اما اين بنظرم يکم گمراه کنندست

  • ترجمه های کمتر

    • فاسد
    • بلاده
    • سرکش
    • شریر
    • کژراه
    • کژراهانه
    • لجوجانه
    • نافرمان
    • لجباز
    • خبیث
    • تباه
    • با لجبازی
    • خود سرانه
    • خیره سر
    • خیره سرانه
    • در خطا
    • دچار ضلالت
    • رجوع شود به perverted
    • لگام گسیخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perverse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perverse" با ترجمه به فارسی

  • اصرار · خودسری · درخطاا · فساد · مخالفت · هرزگی · کژی
  • انحراف
  • بطور هرزه یا فاسد · خودسرانه
  • انحراف · انحراف جنسی · تباهی (روحی و فکری) · تحریف · ضلالت · نابهنجاری · واتگشت · کژراهی · کژراهی جنسی · گمراهی
  • تباهی · خیره سری · ضلالت · لجاجت · لجبازی · مخالفت · نابهنجاری · نافرمانی · کژراهی · کژی · گمراهی
  • ضلالت بار · وابسته به کژراهی · کژراه · کژراه کننده · گمراه گر
  • انحراف · انحراف جنسی · تباهی (روحی و فکری) · تحریف · ضلالت · نابهنجاری · واتگشت · کژراهی · کژراهی جنسی · گمراهی
اضافه کردن

ترجمه های "perverse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه