ترجمه "pesterer" به فارسی
مزاحم ترجمه "pesterer" به فارسی است.
pesterer
noun
دستور زبان
Agent noun of pester; one who pesters. [..]
-
مزاحم
nounHis familiars weren't allowed to pester Bartholomew at the chess board
دستیارهای لرد لاس اجازه نداشتند که موقع بازی مزاحم بارتالومیو بشوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pesterer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pesterer" با ترجمه به فارسی
-
برخورنده · رنجش آمیز · طاعون زده · پر دردسر · پرزحمت
-
(به زور) چپاندن (در) · (به کسی) پیله کردن · (مرتبا) اذیت کردن · (مهجور) انباشته کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · ذله کردن · محاصره کردن · مملو کردن · موی دماغ شدن
-
برخورنده · رنجش آمیز · طاعون زده · پر دردسر · پرزحمت
-
(به زور) چپاندن (در) · (به کسی) پیله کردن · (مرتبا) اذیت کردن · (مهجور) انباشته کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · ذله کردن · محاصره کردن · مملو کردن · موی دماغ شدن
-
(به زور) چپاندن (در) · (به کسی) پیله کردن · (مرتبا) اذیت کردن · (مهجور) انباشته کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · ذله کردن · محاصره کردن · مملو کردن · موی دماغ شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن