ترجمه "pestiferous" به فارسی
دردسر, تباهگر, آتشپاره بهترین ترجمه های "pestiferous" به فارسی هستند.
pestiferous
adjective
دستور زبان
containing organisms that cause contagious diseases [..]
-
دردسر
-
تباهگر
-
آتشپاره
-
ترجمه های کمتر
- برخورنده
- پرزحمت
- مضر
- شیطان
- بد
- (از نظر اخلاقی یا صلاح جامعه) خطرناک
- (در اصل) بیمار واگیردار
- (در اصل) بیماری زا
- (عامیانه) مزاحم
- بیماری آور
- رنجش آمیز
- زحمت آور
- طاعون زده
- مایه ی صد من شیر
- پر دردسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pestiferous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pestiferous" با ترجمه به فارسی
-
بطور مسری · چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن