ترجمه "pets" به فارسی

جانوران دستآموز, جانوران دستآموز خانگی, دستآموزها بهترین ترجمه های "pets" به فارسی هستند.

pets verb noun

Plural form of pet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانوران دستآموز

  • جانوران دستآموز خانگی

  • دستآموزها

  • دستآموزها (جانوران)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pets " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pets
+ اضافه کردن

"Pets" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pets در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PETs noun

plural of [i]PET[/i]

+ اضافه کردن

"PETs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PETs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pets" با ترجمه به فارسی

  • نظریه دوست داشتنی و مورد علاقه
  • جانوران دستآموز · جانوران دستآموز خانگی · دستآموزها
  • مراقبت از جانور دستآموز
  • pet
    (با محبت و نرمی) دست زدن · (جانور) دست آموز · (خطاب) عزیزم · (شکایت و غیره) بزرگترین · (عامیانه) در آغوش گرفتن و بوسیدن · بخصوص · بد خلقی · برزخ شدن · ترشرویی · جانم · حاکی از محبت · حیوان خانگی · خانگی · دست پرورده · دل آزرده شدن · دل آزردگی · دلخور شدن · سو گلی کردن · سوگلی · عزیز کرده · عمده · غیظ · ماچ و بوسه کردن · محبوب · محبوبه · مهرآمیز · مورد لطف قرار دادن · نوازش کردن · ویژه · کج خلقی · کدورت · کمک و محبت کردن · کولی گری
  • Pet
    مورد علاقه، عزیز
  • جانوران دستآموز · جانوران دستآموز خانگی · دستآموزها
  • (پزشکی - دستگاه لایه نگار برای نشان دادن سوخت و ساز بدن) سوخت و ساز نما
  • غذاهای جانور دستآموز
اضافه کردن

ترجمه های "pets" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه