ترجمه "petty" به فارسی
خرد, کوچک, كوچك بهترین ترجمه های "petty" به فارسی هستند.
petty
adjective
noun
دستور زبان
(obsolete except in set phrases) little, small, secondary in rank or importance [..]
-
خرد
adjectivethe petty people of the present age seem to believe
انسانهاي خرد عصر حاضر معتقدند
-
کوچک
adjectiveFor many great deeds are performed in petty combats.
زیرا که بسیاری از اعمال بزرگ در مبارزات کوچک وقوع مییابند.
-
كوچك
-
ترجمه های کمتر
- فرعی
- حقیر
- ناچیز
- جزیی
- جز
- اندک
- فسقلی
- مادون
- عبث
- زیردست
- بیهوده
- افسر جز
- به مقیاس کم
- تنگ نظرانه
- خرده پا
- پیش پا افتاده
- چشم تنگ
- کم اندازه
- کم اهمیت
- کوته اندیش
- کوته فکر
- کوته فکرانه
- کوته نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " petty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Petty
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Petty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Petty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "petty" با ترجمه به فارسی
-
دله دزد
-
(نیروی دریایی امریکا) ناو استوار یکم ارشد
-
کسرشان
-
خسارت جزئی
-
رجوع شود به larceny
-
رجوع شود به petit bourgeois
-
(نیروی دریایی امریکا) ناو استوار یکم
-
تنخواه گردان · پول دستی · پول صندوق (برای پرداخت هزینه های کوچک و پیش بینی نشده)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن