ترجمه "petulant" به فارسی
گستاخ, ایرادی, (به ویژه در امور جزئی) زود خشم بهترین ترجمه های "petulant" به فارسی هستند.
petulant
adjective
دستور زبان
childishly irritable. [..]
-
گستاخ
adjectiveHe was an alert and hot tempered lad of nineteen, with the petulance often accompanying curly hair.
او پسرکی باهوش و عصبانی مزاج، نوزده ساله و خیلی زودرنج و گستاخ بود و موهای فرفری داشت.
-
ایرادی
-
(به ویژه در امور جزئی) زود خشم
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) پررو
- (گویش کاشی)فیومه گیر
- بد خلق
- بهانه گیر
- بی حیا
- حاضر جواب
- دهان دریده
- کژ خلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " petulant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "petulant" با ترجمه به فارسی
-
تندی · خشم · زود رنجی · کج خلقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن