ترجمه "phallic" به فارسی

تناسلی, شرمگاهی, قضیبی بهترین ترجمه های "phallic" به فارسی هستند.

phallic adjective دستور زبان

Having to do with the penis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تناسلی

    adjective

    Sacred poles may have represented the female principle, and sacred pillars may have been phallic symbols.

    اَشیرهها ممکن است مظهر عنصر مؤنث و تماثیل احتمالاً مظهر آلت تناسلی مرد بوده است.

  • شرمگاهی

  • قضیبی

  • ترجمه های کمتر

    • ذکری
    • کیری
    • ذکر پرستانه
    • وابسته به آلت تناسلی مرد
    • وابسته به قضیب پرستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phallic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "phallic" با ترجمه به فارسی

  • (ایام کهن) قضیب پرستی · ذکر پرستی (phallism هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "phallic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه