ترجمه "pharaoh" به فارسی
فرعون ترجمه "pharaoh" به فارسی است.
pharaoh
noun
دستور زبان
The supreme ruler of ancient Egypt; a formal address for the sovereign seat of power as personified by the 'king' in an institutional role of Horus son of Osiris; often used by metonymy for Ancient Egyptian sovereignty [..]
-
فرعون
nounsupreme ruler of ancient Egypt [..]
My father once fought for the pharaoh's private guard and saved his life.
پدرم يه مدت جز محافظان فرعون بود و جونشو نجات داده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pharaoh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pharaoh
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]pharaoh[/i] [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pharaoh" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pharaoh در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pharaoh"
عباراتی شبیه به "pharaoh" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) مورچه ی قرمز (Monomorium pharaonis)
-
(سگ) تازی مصری (دارای گوش های تیز و شق و موی کوتاه به رنگ قهوه ای)
-
سیگارهای فرعون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن