ترجمه "pharmaceutical" به فارسی
دارو, دارویی, یيوراد بهترین ترجمه های "pharmaceutical" به فارسی هستند.
pharmaceutical
adjective
noun
دستور زبان
(medicine) of, or relating to pharmacy or pharmacists. [..]
-
دارو
nounYou can get in trouble selling pharmaceuticals here.
ممکنه که با فروختن دارو توی دفتر انتخاباتی توی دردسر بیوفتی.
-
دارویی
adjectiveI guess you prefer me pharmaceutically castrated, rambling on like a lunatic.
به گمونم تو منو به عنوان یه معتاد دارویی به هم ریخته مثل یه دیوونه ترجیح میدی.
-
یيوراد
-
ترجمه های کمتر
- دوا
- دارویی (pharmaceutic هم می گویند)
- وابسته به داروسازی و داروسازان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pharmaceutical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pharmaceutical" با ترجمه به فارسی
-
دارو · دارویی · وابسته به داروسازی
-
رستنيهاي دارويی · گياهان داروسازي · گیاهان دارویی
-
(با فعل مفرد) داروسازی (pharmacy هم می گویند) · داروخانه · داروسازی · داروشناسی
-
صنایع داروسازی · صنعت دارو · صنعت داروسازی · صنعت فارماکوسوتیک
-
داروها · داروهاي دامپزشكي · شيميدرمانگرها · فرآوردههاي دارويي · مواد درماني
-
یاریگرهای دارويي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن