ترجمه "philistine" به فارسی
فیلیسطینی, هنرستیزانه, (عهد باستان) فیلیسطینی (با: فلسطینی Palestinian فرق دارد) p( -2 کوچک) بی معرفت بهترین ترجمه های "philistine" به فارسی هستند.
philistine
adjective
noun
دستور زبان
alternative capitalization of Philistine [..]
-
فیلیسطینی
-
هنرستیزانه
-
(عهد باستان) فیلیسطینی (با: فلسطینی Palestinian فرق دارد) p( -2 کوچک) بی معرفت
-
ترجمه های کمتر
- بی فرهنگ
- بی فرهنگانه
- نا فرهیخته
- هنر ستیز
- وابسته به سرزمین Philistia (که بخشی از فلسطین باستان بود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " philistine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Philistine
adjective
noun
دستور زبان
A person from ancient Philistia. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Philistine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Philistine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "philistine" با ترجمه به فارسی
-
فلسطینیهای باستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن