ترجمه "philosophy" به فارسی

فلسفه, نگرش, حکمت بهترین ترجمه های "philosophy" به فارسی هستند.

philosophy verb noun دستور زبان

(countable) A comprehensive system of belief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلسفه

    noun

    academic discipline [..]

    I have seen something else besides theological seminaries since you used to teach me philosophy!

    تا اینکه پس از آن درسهای فلسفه که به من میدادید چیزهای دیگری بجز سمینارهای علوم الهی دیدهام!

  • نگرش

    I can see that you feel very empowered by the philosophies of The Beast.

    کاملاً مشخصه با نگرش هاي هيولا... احساس قدرت زيادي مي کني.

  • حکمت

    By the side of Enjolras, who represented the logic of the Revolution, Combeferre represented its philosophy.

    کنار آنژولراس که منطق انقلاب را نمایان میساخت، کونبوفر بود که حکمت آن را نشان میداد.

  • ترجمه های کمتر

    • falsafe
    • فرزانش
    • وارستگی
    • تجرد
    • بردباری
    • (در اصل) عشق به دانش و عقل
    • (در زمینه های مختلف دانش) اصول کلی
    • (مهجور) رجوع شود به natural philosophy
    • اصول
    • رجوع شود به ethics
    • روش کار
    • زیر اندیشه (ها)
    • زیر بنلاد(ها)
    • سیستم عملی
    • منظور اصلی
    • نظریه ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " philosophy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "philosophy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "philosophy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه