ترجمه "phlebotomise" به فارسی

حجامت کردن, رگ زدن, زالو انداختن بهترین ترجمه های "phlebotomise" به فارسی هستند.

phlebotomise verb دستور زبان

Alternative form of [i]phlebotomize[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حجامت کردن

    verb
  • رگ زدن

    verb
  • زالو انداختن

    verb
  • پزشکی کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phlebotomise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "phlebotomise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه