ترجمه "phoenix" به فارسی

ققنس, ققنوس, سیمرغ بهترین ترجمه های "phoenix" به فارسی هستند.

phoenix noun دستور زبان

(mythology) A mythological bird, said to be the only one of its kind, which lives for 500 years and then dies by burning to ashes on a pyre of its own making, ignited by the sun. It then arises anew from the ashes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ققنس

    mythological bird

  • ققنوس

    noun

    پرنده ای افسانه ای

    He stroked the phoenix's beautiful scarlet and gold plumage.

    او پروبال قرمز و طلایی ققنوس را نوازش کرد.

  • سیمرغ

    proper

    a phoenix in friendship

    او سیمرغ قاف محبت بود؛

  • ترجمه های کمتر

    • فنیکس
    • (اسطوره ی مصر - پرنده ای که حدود 005 سال عمر می کند و سپس خود را آتش می زند و از خاکستر او پرنده ی تازه ای برمی خیزد) ققنوس
    • (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) فونیکس
    • (گیاه شناسی) نخل فونیکس (از تیره ی Palmaceae)
    • شهر فینیکس (پایتخت ایالت آریزونا - آمریکا)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phoenix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Phoenix proper noun

(mythology) A mythical firebird; especially the sacred one from ancient Egyptian mythology [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنیکس

    The guard said people were leaving Phoenix, bound for anyplace.

    نگهبان گفته بود که مردم در حال فرار بودند و از فنیکس خارج میشدند و به هرجایی که میتوانستند م رفتند.

  • فینیکس

    Phoenix, Arizona

    Phoenix is three times bigger than Seattle just in population.

    شهر فینیکس فقط سه برابر سیاتل جمعیت داره.

  • جنس خرما

  • جنس نخل

تصاویر با "phoenix"

عباراتی شبیه به "phoenix" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "phoenix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه