ترجمه "photoconductive" به فارسی
نوررسان, فروغ رسانا, هادی نور بهترین ترجمه های "photoconductive" به فارسی هستند.
photoconductive
adjective
دستور زبان
of, relating to, or characterized by photoconductivity [..]
-
نوررسان
-
فروغ رسانا
-
هادی نور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " photoconductive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "photoconductive" با ترجمه به فارسی
-
فوتورسانندگی · قابلیت هدایت نور · نور رسانی
-
فتوسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن