ترجمه "phrasing" به فارسی
اطناب, بیان, ترتیب بندی قطعات موسیقی بهترین ترجمه های "phrasing" به فارسی هستند.
phrasing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of phrase. [..]
-
اطناب
noun -
بیان
nounI could have wished that Strickland had used some other phrase to indicate his refusal.
دستکم کم میخواست استری کلند برای بیان مخالفت خود جمله دیگری را انتخاب کرده بود.
-
ترتیب بندی قطعات موسیقی
-
ترجمه های کمتر
- درازگویی
- رجوع شود به phraseology
- طرز بیان
- عبارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phrasing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phrasing" با ترجمه به فارسی
-
(دستور زبان) گروه قیدی · عبارت قیدی
-
(از طریق واژه یا عبارت) بیان کردن · (دستور زبان) عبارت · (رقص) یک سلسله تحرکات وابسته به هم · (زبان شناسی) گروه · (موسیقی - آهنگ را) به چند قطعه بخش کردن · (موسیقی) قطعه · اصطلاح · جمله · روش نگارش · سبک بیان · عبارت · عبارت پردازی (phraseology هم می گویند) · عبارت پردازی کردن · واژه گروه · گروه · گروه (دستور زبان) · گروه واژه · گروه واژه ها · گزاره
-
ضمیری
-
گروه قیدی
-
آهنگ شیرین · خنیا · نغمه
-
خبر · مسند · گروه فعلی
-
عبارتنامه:فهرست · مکالمات روزمره
-
ترکیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن