ترجمه "phylarch" به فارسی
رئیس قبیله, فرمانده سواره نظام بهترین ترجمه های "phylarch" به فارسی هستند.
phylarch
noun
دستور زبان
the ruler of a phyle in ancient Greece [..]
-
رئیس قبیله
-
فرمانده سواره نظام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phylarch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن