ترجمه "physician" به فارسی

پزشک, پزشك, دكتر بهترین ترجمه های "physician" به فارسی هستند.

physician noun دستور زبان

A practitioner of physic, i.e. a specialist in internal medicine, especially as opposed to a surgeon; a practitioner who treats with medication rather than with surgery. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پزشک

    noun

    A person who has completed a study of medicine, and as such tries to diagnose and cure diseases in patients. [..]

    The need of additional advice or service of some physician somewhere!

    اکنون به راهنمائی یا کمک یک پزشک نیاز داشت.

  • پزشك

    We went from bed to bed. The attending physician was in charge.

    ما از يك تخت به تخت بعدى مى رفتيم. پزشك معالج مسئوليت را بر عهده داشت.

  • دكتر

    i am a practicing physician, sir

    من يک دكتر در حال تمرينم ، قربان

  • ترجمه های کمتر

    • طبب
    • طبیب
    • دکتر
    • طبيب
    • درمان
    • كشزپ
    • آرامبخش
    • (شخص یا چیز) درمانگر
    • دانشجوی طب
    • دکتر طب
    • طبیب (معمولا به جراح اطلاق نمی شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " physician " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Physician
+ اضافه کردن

"Physician" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Physician در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "physician"

عباراتی شبیه به "physician" با ترجمه به فارسی

  • دكترها · پزشکان
  • (هتل و بیمارستان و دانشگاه و غیره) پزشک مقیم · مقیم · پزشک زیستور · پزشک ماندگار house doctor هم می گویند) · پزشک مقیم
  • مقیم · پزشک مقیم
  • دستیار پزشک (physician's assistant هم می گویند) · پیراپزشک · کمک پزشک · یاور دکتر
  • کشزپ یتروشم
  • دیامنیم هنیاعم هک یرتکد
  • دشابیم نامرد لوئسم هک یکشرپ
اضافه کردن

ترجمه های "physician" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه