ترجمه "physiology" به فارسی

فیزیولوژی, کاراندامشناسی, فیزیولژی بهترین ترجمه های "physiology" به فارسی هستند.

physiology noun دستور زبان

A branch of biology that deals with the functions and activities of life or of living matter (as organs, tissues, or cells) and of the physical and chemical phenomena involved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیزیولوژی

    noun

    The biological study of the functions of living organisms and their parts. [..]

    What happens when people expect something from their physiology?

    چه اتفاقی می افتد وقتی مردم انتظار چیزی را از فیزیولوژی خودشان دارند؟

  • کاراندامشناسی

  • فیزیولژی

  • ترجمه های کمتر

    • تنکار شناسی
    • تنکرد شناسی
    • علم طبیعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " physiology " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "physiology" با ترجمه به فارسی

  • نیارهای جسمانی · نیازهای جسمانی
  • سلولشناسی · سیتولوژی · فيزيولوژي سلول · یاختهشناسی
  • مقاومت به تنش فيزيولوژيكي
  • اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · اختلالات کارکردی · بدکاری · فيزيوپاتولوژي · كاركرد غيرطبيعي · پرکاری
  • تنکرد شناختی · تنکرد شناسانه · تنکردی (physiologic هم می گویند) · فیزیولژیکی · وابسته به تنکرد شناسی (یا فیزیولژی) · وابسته به کار طبیعی اندام ها یاسازواره ها
  • نیازهای فیزیولوژیکی
  • كاركرد غيرطبيعي (فيزيولوژي)
  • اقليمپذيري · خوگیری · سازش · سازش فيزيولوژيكي
اضافه کردن

ترجمه های "physiology" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه