ترجمه "pictorial" به فارسی
مصور, تصویری, فرتورسان بهترین ترجمه های "pictorial" به فارسی هستند.
pictorial
adjective
noun
دستور زبان
of, relating to, composed of, or illustrated by pictures [..]
-
مصور
adjectiveIt may be that the primal source of all those pictorial delusions will be found among the oldest Hindoo, Egyptian, and Grecian sculptures.
امکان آن هست که منبع نخستین تمامی آن توهمات مصور را بتوان میان پیکر تراشیهای قدیم هندو و مصری و یونانی باز یافت.
-
تصویری
adjective -
فرتورسان
-
ترجمه های کمتر
- فرتوری
- عکسی
- واقعی
- (قدیمی) وابسته به نقاشی و نقاش
- تصویر مانند
- دیسه دار
- رجوع شود به pictography
- عکس دار
- عکس مانند
- نگاره ای
- واقع نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pictorial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pictorial" با ترجمه به فارسی
-
پیکتوریالیسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن