ترجمه "piedmont" به فارسی
پیدمونت, کوهپایه, پیمونت بهترین ترجمه های "piedmont" به فارسی هستند.
piedmont
adjective
noun
دستور زبان
Any region of foothills of a mountain range. [..]
-
پیدمونت
geographic terms (below country level)
then he made his way to Piedmont, and suddenly reappeared in France, in the vicinity of Barcelonette.
سپس به پیدمونت رفت، و ناگهان در فرانسه از جانب بارسلونت ظهور کرد.
-
کوهپایه
-
پیمونت
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا: نام فلاتی که میان دشت های کرانه ی اقیانوس اطلس و کوه های آپالاچ قرار دارد و از ایالت نیویورک تا ایالت آلاباما امتداد دارد -ایتالیا: سرزمین هم مرز با سوئیس و فرانسه) پیدو مونت
- کوهپایه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piedmont " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piedmont
proper
noun
Region in the north of Italy. [..]
-
پیدمونت
then he made his way to Piedmont, and suddenly reappeared in France, in the vicinity of Barcelonette.
سپس به پیدمونت رفت، و ناگهان در فرانسه از جانب بارسلونت ظهور کرد.
تصاویر با "piedmont"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن