ترجمه "pig" به فارسی
خوک, خوك, گراز بهترین ترجمه های "pig" به فارسی هستند.
Any of several mammals of the genus Sus, having cloven hooves, bristles and a nose adapted for digging; especially the domesticated farm animal Sus scrofa. [..]
-
خوک
nounmammal of genus Sus [..]
All the apples that fall are eaten by the pigs.
تمام سیب هایی که می افتند توسط خوک ها خورده شده اند.
-
خوك
About as many as you have pigs, I imagine.
فكر مي كنم ، تقريباً همان مقداري كه شما خوك داريد.
-
گراز
nounAnybody that's not a big pig or a big rhino.
شبیه یه کرگدن و گراز گنده که نیستن.
-
ترجمه های کمتر
- پلیس
- کثیف
- گل
- چاق
- کاس
- آزمند
- (با: out) پرخوری کردن
- (خودمانی) آدم پررو
- (خودمانی) زن شلخته
- (خودمانی) پاسبان
- (فلزکاری) شوشه
- (ماده خوک) بچه کردن (بیشتر می گویند: to litter)
- (معمولا با: it) مثل خوک زندگی کردن
- آدم خوک صفت : پرخور
- بی معرفت
- تا خرخره خوردن
- حرص زدن
- خوک (به ویژه نوع اهلی آن از گونه ی Sus scrofa)
- خوک اهلی
- خوک زاییدن
- در کثافت زیستن 0
- شمش چدن
- قالب چدن ریزی
- پر مدعا
- چدن خام (pig iron هم می گویند)
- گوشت خوک (بیشتر می گویند: pork یا pig meat)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The twelfth of the 12-year cycle of animals which appear in the Chinese zodiac related to the Chinese calendar.
-
خوک
nounAll the apples that fall are eaten by the pigs.
تمام سیب هایی که می افتند توسط خوک ها خورده شده اند.
Persuade, Identify, GOTV, an electoral technique commonly employed in the United Kingdom. [..]
"PIG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PIG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pig"
عباراتی شبیه به "pig" با ترجمه به فارسی
-
خوكچه
-
اصطبلهاي خوك · خوكدانيها · خوکدانها · طويلههاي خوك · محل نگهداري خوك
-
آهن خام · آهن لخته · شمش چدن · لخته آهن · چدن خام
-
گوشت خوک
-
خوكهاي ريزمونه · خوک
-
خوك خاكی
-
خوکچه هندی
-
خوكهاي ريزمونه · خوک