ترجمه "pike" به فارسی

اردکماهی, نیزه, جاده بهترین ترجمه های "pike" به فارسی هستند.

pike verb noun دستور زبان

(transitive) To attack, prod, or injure someone with a pike. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردکماهی

    fishery related term

  • نیزه

    noun

    How many people in this city alone would love to see his head on a pike?

    چند نفر توی همین شهر از خداشونه که سرش رو روی نیزه ببینن ؟

  • جاده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • درازنیزه
    • کوهسر
    • شاهراه
    • (جانورشناسی) اردک ماهی (تیره ی Esocidae راسته ی Salmoniformes به ویژه Esox lucius که در آب های شیرین نواحی سردسیر وشمالی زیست می کنند)
    • (عامیانه) شاهراه
    • (محلی - انگلیس) قله ی نوک تیز
    • تیزه ی کوه
    • جاده وسیع
    • زوبین سر
    • سر نیزه
    • میخ طویله
    • نیش پیکان
    • هر چیز نوک تیز (مثلا نوک نیزه)
    • کوه یا تپه ی نوک تیز
    • گل میخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pike " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pike proper

A surname of multiple origins, including Middle English pike. [..]

+ اضافه کردن

"Pike" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pike در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pike"

عباراتی شبیه به "pike" با ترجمه به فارسی

  • اردكماهي ساري · سوزنماهی · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
  • قله ی اسکافل (بلندترین کوه انگلستان - در کامبرلند - 879 متر)
  • (جانورشناسی ) چشم بزرگ (انواع ماهی های دارای چشم بزرگ و برجسته بومی امریکا)
  • ماهی سوف
  • سر نیزه
  • نوک تیز · نوک دار
  • ماهی سوف
اضافه کردن

ترجمه های "pike" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه