ترجمه "pilotage" به فارسی

خلبانی, راهنمایی, راهبری بهترین ترجمه های "pilotage" به فارسی هستند.

pilotage noun دستور زبان

the use of landmarks to guide a vessel or aircraft to its destination [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلبانی

    noun
  • راهنمایی

    noun

    since a small part of his income was derived from the pilotage of timid women

    زیرا سهم کوچکی از درآمد و از راهنمایی زنان تامین میشد.

  • راهبری

  • ترجمه های کمتر

    • پیشگامی
    • رهبری
    • دستمزد راهنمای کشتی ها
    • راهنمایی کشتی
    • هدایت هواپیما به کمک چشم و نقشه (در مقایسه بارادار و دستگاه های خودکار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilotage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pilotage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه