ترجمه "pin" به فارسی
سنجاق, آچمز, الصاق کردن بهترین ترجمه های "pin" به فارسی هستند.
A small device, made (usually) of drawn-out steel wire with one end sharpened and the other flattened or rounded into a head, used for fastening. [..]
-
سنجاق
nounsmall device; small needle with no eye [..]
The memory of the disciplinary pin crossed her mind.
خاطره فروکردن سنجاق در بازویش به ذهنش راه یافت.
-
آچمز
adjectivein chess
-
الصاق کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- پین
- میخ
- سیخ
- اشپیل
- الصاق
- میلچه
- (امریکا) سنجاق باشگاه خود را به نشان نامزدی به دختر دادن
- (با سوزن ته گرد یا میله و غیره) محکم کردن
- (با سوزن) سوراخ کردن 6
- (بولینگ) هر یک از مهره های بطری شکل این بازی
- (عامیانه - معمولا جمع)پاها 2
- (نارنجک و غیره) ضامن
- (پزشکی) میلچه ای که برای جوش دادن استخوان شکسته در آن قرار می دهند 3
- (کشتی گیری) ضربه ی فنی
- (کشتیرانی) طناب بند
- به زمین زدن
- خار فلزی
- در جا میخکوب کردن 7
- رجوع شود به clothespin
- رجوع شود به safety pin 0
- زدن (به) 5
- سنجاق زدن
- سنجاق سر
- سنجاق سینه
- سنجاق گیسو
- سوزن ته گرد
- ضربه ی فنی کردن 4
- قلاب طناب (رجوع شود به thole)
- محکم نگهداشتن
- مهره 1
- میخ چوبی (برای وصل کردن دو چیز یا برای آویختن)
- میله ی کوچک
- هر چیز کم ارزش یا بی اهمیت
- وصل کردن
- پیچ کوک
- گیره ی کراوات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Pin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Acronym of [i]personal identification number[/i]. [..]
"PIN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PIN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pin"
عباراتی شبیه به "pin" با ترجمه به فارسی
-
بولینگ
-
پین آپ
-
(مکانیک) زبانه ی دو سر پرچ · اشپیل
-
خواب رفتن دست یا پا · خواب رفتگی · سوزن سوزن شدن · گز گز کردن
-
سنجاق قفلی · ضامن
-
سنجاق سر
-
سوزن کراوات
-
پونز