ترجمه "ping" به فارسی

پینگ, جیرینگ, غژ بهترین ترجمه های "ping" به فارسی هستند.

ping verb noun دستور زبان

A high-pitched, short and somewhat sharp sound. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پینگ

    There's always room for one more at Mr. ping's.

    در محل آقای پینگ همیشه جا برای یک نفر دیگه هم هست.

  • جیرینگ

  • غژ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دنگ
    • (صدای اصابت گلوله یا گوی به چیز سخت مثلا صدای توپ پینگ پونگ) پینگ
    • (صدای دقه یا کوبیدن موتورخودرو) دقه
    • جیرینگ کردن
    • صدای پینگ (یا جیرینگ یا دقه) کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ping noun

a river in western Thailand; a major tributary of the Chao Phraya

+ اضافه کردن

"Ping" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ping در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PING
+ اضافه کردن

"PING" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PING در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ping" با ترجمه به فارسی

  • پینگ پنگ
  • تنیس میزی (با p و p کوچک هم می نویسند - table tennis هم می گویند) · پینگ پونگ
  • پینگ پنگ
اضافه کردن

ترجمه های "ping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه