ترجمه "piping" به فارسی
لوله کشی, لولهکشی, (خیاطی) نوار لوله مانندی که با آن حاشیه دوزی می کنند بهترین ترجمه های "piping" به فارسی هستند.
piping
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
Present participle of pipe. [..]
-
لوله کشی
nounThey were disputing about the misappropriation of certain sums and the laying of certain pipes,
راجع به حیف و میل مبالغی پول و لوله کشی در محلی صحبت میشد
-
لولهکشی
system of pipes used to transport fluids (gases, liquids or pourable or pumpable solids) from one location to another;high-performance (high-pressure, high-flow, high-temperature or hazardous-material) conveyance of fluids in specialized applications
And we're developing a new paradigm for piping.
ما داریم یک نمونه جدید را برای لولهکشی طراحی میکنیم.
-
(خیاطی) نوار لوله مانندی که با آن حاشیه دوزی می کنند
-
ترجمه های کمتر
- (روی کیک) خامه به صورت خطهای لوله مانند
- آهنگ ویژه ی نی یا نی لبک
- خطوط لوله
- دارای صدای زیر
- فلوت زنی
- قیطان
- لوله بندی
- لولهها
- لولهگذاري
- مغزی
- نی لبک زنی
- وابسته به موسیقی آرام بخش (که با نی لبک سر وکار دارد نه با موسیقی جنگی که با شیپور و دهل زده می شود)
- یراق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "piping"
عباراتی شبیه به "piping" با ترجمه به فارسی
-
(در میان سرخپوستان) چپق صلح (چپقی که در جلسه ی صلح و آشتی می کشیدند و دست به دست می گشت)
-
آرام کردن · حرف نزدن · ساکت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن