ترجمه "pique" به فارسی
پیکه, رنجش, انگیزاندن بهترین ترجمه های "pique" به فارسی هستند.
pique
verb
noun
دستور زبان
A feeling of enmity between two entities; ill-feeling, animosity. [..]
-
پیکه
noun -
رنجش
I could not guess at her meaning, or the source behind her pique.
نمیتوانستم منظور او را حدس بزنم، یا علت رنجش او را بفهمم
-
انگیزاندن
-
ترجمه های کمتر
- رنجاندن
- آزردگی
- برانگیختن
- مشاجره
- تحریک کردن
- درز دوزی ظریف
- دلخور شدن
- دلخوری (در اثر بی اعتنایی و غیره)
- منبت کاری
- پارچه ی نخی با راه راه های برجسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن