ترجمه "piscatory" به فارسی

ماهی گیر, وابسته به ماهی بهترین ترجمه های "piscatory" به فارسی هستند.

piscatory adjective دستور زبان

Of or pertaining to fishermen or fishing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی گیر

  • وابسته به ماهی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piscatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "piscatory" با ترجمه به فارسی

  • وابسته به ماهیان و ماهیگیری و ماهیگیران (piscatory هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "piscatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه