ترجمه "pitiless" به فارسی

محريب, بیرحم, ستمگر بهترین ترجمه های "pitiless" به فارسی هستند.

pitiless adjective دستور زبان

having, or showing, no pity; merciless [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محريب

  • بیرحم

    adjective

    Feisal corrected this by making the pitiless Maulud Town governor.

    فیصل وقتی این وضع را دید، مولود بیرحم و شفقت را به فرمانداری شهر برگزید تا این اوضاع نابسامان را سر و صورت بخشد.

  • ستمگر

  • ترجمه های کمتر

    • سخت
    • سنگدل
    • ظالم
    • شدید
    • با سنگدلی
    • بی امان
    • بی رحم
    • بی رحمانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pitiless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pitiless" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pitiless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه