ترجمه "pitting" به فارسی

چاله کنی, ایجاد حفره, دندانه بهترین ترجمه های "pitting" به فارسی هستند.

pitting noun verb دستور زبان

Present participle of pit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاله کنی

    noun
  • ایجاد حفره

  • دندانه

    noun
  • سوراخ سوراخ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pitting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pitting
+ اضافه کردن

"Pitting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pitting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pitting" با ترجمه به فارسی

  • شکار · صید
  • خانچال
  • زیر بغل
  • اره ی دو سر (ویژه ی بریدن الوار از درازا) (pitsaw هم می نویسند)
  • گودالها · گودالهاي ذخيرهسازي
  • تلخک سیب · لکه تلخ
  • گودالها · گودالهاي ذخيرهسازي
  • جای شلوغ و نابسامان (به ویژه بیمارستان روانی) · چال مار · گودال مارها
اضافه کردن

ترجمه های "pitting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه