ترجمه "pivot" به فارسی
محور, مفصل, لولا بهترین ترجمه های "pivot" به فارسی هستند.
pivot
verb
noun
دستور زبان
A thing on which something turns; specifically a metal pointed pin or short shaft in machinery, such as the end of an axle or spindle. [..]
-
محور
nounwhat do you think would shake the reverend gentleman sufficiently to make Gilly the pivot of his world?
فکر میکنید چه چیز سبب میشود که آن آقای محترم گیلی را محور جهان خود کند؟
-
مفصل
noun -
لولا
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرآسه
- محوراصلی
- آسه
- چرخاندن
- گردیدن
- بنیادی
- چرخش
- اساسی
- مهم
- (روی پاشنه) چرخیدن
- اصل مطلب
- علت اصلی
- لب مطلب
- محور دار کرن
- میله ی لولای در
- نقطه ی اتکا
- هسته ی مرکزی
- پاشنه (به ویژه پاشنه ی در)
- پاشنه ای
- پاشنه دار کردن
- پاشنه چرخ
- چرخشگاه (لولا = hinge)
- چرخنده (روی پاشنه)
- کلیدی (pivotal هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pivot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pivot
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pivot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pivot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pivot" با ترجمه به فارسی
-
لولا · مفصل
-
آبياري افشانهاي · آبیاری بارانی
-
مفصل استوانه ای
-
جدول محوری
-
نقطه محوري
-
آسه ای · اساسی · بسیارمهم · بنیادی · محوری · وابسته به پاشنه یا محور · پاشنه یی · چرخشگاهی · کلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن