ترجمه "place" به فارسی
جای, جا, محل بهترین ترجمه های "place" به فارسی هستند.
(transitive) To put (an object or person) in a specific location. [..]
-
جای
nounthe position as a member of a team [..]
I will go there in place of you.
من به جای تو ، به آنجا خواهم رفت.
-
جا
nounlocation, position
Rubbish bags all over the place, empty cardboard boxes, bottles and cans.
کیسههای زباله، جعبههای مقوایی خالی، بطری و قوطیهای خالی نوشابه همه جا پراکندهاند.
-
محل
nounlocation, position
We recovered the boats. We'll set off from the same place.
ما قايقها رو تعمير کرديم و از همين محل شب پيش حرکت مي کنيم.
-
ترجمه های کمتر
- مقام
- جایگاه
- پست
- گذاشتن
- مکان
- جايگاه
- مكان
- موضع
- فضا
- هشتن
- گماردن
- خانه
- بجای
- شهر
- میدان
- ده
- منزل
- کار
- شغل
- مزرعه
- موقع
- گاه( در ترکیباتی چون بزمگاه، آبگاه، آبانگاه، قلوه گاه)
- سرزمین
- صندلی
- مسکن
- ناحیه
- وضع
- چیدن
- شهرک
- گذاردن
- قراردادن
- روستا
- مرحله
- قدم
- گو
- شناختن
- گله
- دیار
- کده
- گاس
- زیستگاه
- پروانه
- صلاحیت
- (با: no) محل نامناسب
- (به کار) گماشتن
- (در ترکیب) - گاه 2
- (در شهر) میدان
- (در مسابقه ی اسب دوانی یا سگ دوانی) دوم شدن 3
- (ریاضی) محل رقم در شماره
- (سفارش و غیره) دادن
- (مسابقات ورزشی) اول یا دوم یا سوم شدن 4
- (کتاب یا مجله و غیره) صفحه
- اجازه نامه
- ارائه دادن 1
- ارزشیابی کردن
- ارزیابی کردن
- استخدام کردن
- بخشی از بدن
- به جا آوردن 9
- تخمین زدن 2
- تشخیص دادن
- جا دادن
- جای بدن
- جایگزین کردن 7
- خوابگاه کشتی
- خیابان کوتاه (و معمولا بن بست)
- در عوض
- درجه 1
- رتبه 4
- سطر 0
- شان
- شغل دادن به
- قرار دادن
- محل سکونت
- محل نشستن 3
- مرتب کردن 8
- منصوب کردن 0
- میدان عمومی
- میدان وبازار
- هدف گیری کردن
- وظیفه 5
- پیکرگاه 6
- کاریابی کردن
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " place " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
مکان
nounSo for as long as she desires, this place will be a safe place for her.
پس تا وقتي که بخواد ، اينجا براش يه مکان امن ـه.
تصاویر با "place"
عباراتی شبیه به "place" با ترجمه به فارسی
-
خانه
-
جایگاه تولید
-
مقدمات
-
خدا · مقدس
-
مقدمات
-
قرار دادن، تنظیم کردن، شروع و براه انداختن
-
در محل
-
کفپوش درجاریز