ترجمه "plaid" به فارسی
پیچازی, (شمال اسکاتلند) شال گردن پشمی (با طرح خطوط متقاطع), دارای نواره های متقاطع بهترین ترجمه های "plaid" به فارسی هستند.
plaid
adjective
noun
verb
دستور زبان
Having a pattern or colors which resemble a Scotch tartan; checkered or marked with bars or stripes at right angles to one another; as, plaid muslin. [..]
-
پیچازی
-
(شمال اسکاتلند) شال گردن پشمی (با طرح خطوط متقاطع)
-
دارای نواره های متقاطع
-
ترجمه های کمتر
- طرح چهارخونه
- پارچه ی پیچازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plaid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plaid
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Plaid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plaid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "plaid"
عباراتی شبیه به "plaid" با ترجمه به فارسی
-
(ساخته شده یا دوخته شده) از پارچه ی پیچازی · دارای طرح پیچازی · ملبس به شال یا جامه ی پیچازی
-
پارچه شطرنجی سیاه و سفید · پیچازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن