ترجمه "plan" به فارسی

پلان, طرح, برنامه بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.

plan verb noun دستور زبان

A drawing showing technical details of a building, machine, etc., with unwanted details omitted, and often using symbols rather than detailed drawing to represent doors, valves, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلان

    Noun

    set of intended actions [..]

  • طرح

    noun

    outline of a strategy for achievement of an objective

    Workforce planning will become more important than financial planning.

    طرح نیروی کار از طرح مالی مهم تر خواهد شد.

  • برنامه

    noun

    Scale drawing of a structure or its parts. [..]

    We plan to elicit opinions from the public.

    ما در حال برنامه ریزی برای یا نظرسنجی هستیم.

  • ترجمه های کمتر

    • نقشه
    • تدبیر
    • پروژه
    • گرته
    • کروکی
    • برنامه ریزی کردن
    • ترتیب (کار را) دادن
    • در نظر داشتن
    • رجوع شود به outline
    • رجوع شود به sketch
    • طرح ریزی کردن
    • قصد کردن
    • نقشه (به نقشه ی جغرافیایی می گویند: map)
    • نقشه کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plan
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرح

    noun

    Workforce planning will become more important than financial planning.

    طرح نیروی کار از طرح مالی مهم تر خواهد شد.

  • طرح – برنامه- نقشه

PLAN proper

The People's Liberation Army Navy. [..]

+ اضافه کردن

"PLAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PLAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "plan"

عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه