ترجمه "planar" به فارسی
مسطح, سطحی, مستموی بهترین ترجمه های "planar" به فارسی هستند.
planar
adjective
دستور زبان
of, or pertaining to, a plane [..]
-
مسطح
adjective"How do you do that? You know, we're supposed to have a planar foot,
چطور این کار رو انجام میدهی؟ ما قراره پاهای مسطح داشته باشیم
-
سطحی
adjective -
مستموی
-
ترجمه های کمتر
- هامنی
- تخت
- (کاملا) هموار
- دو وجهی
- یک سطحی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "planar" با ترجمه به فارسی
-
گراف مسطح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن