ترجمه "plantain" به فارسی

موز, بارهنگ, پلنتین بهترین ترجمه های "plantain" به فارسی هستند.

plantain noun دستور زبان

A plant of the genus Plantago, with a rosette of sessile leaves about 10 cm long with a narrow part instead of a petiole, and with a spike inflorescence with the flower spacing varying widely among the species. See also psyllium. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موز

    noun

    and he ate them with slices of green plantain

    بعد هم با موز سبز ته بشقاب را پاک کرد و به دهان گذاشت.

  • بارهنگ

    noun
  • پلنتین

    banana-like vegetable, less sweet

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی)
    • (گیاه شناسی) بارهنگ (جنس Plantago از تیره ی Plantaginaceae و راسته ی Plantaginales - دو لپه ای)
    • درخت چنار
    • موز سبز
    • موز پلانتین (Musax paradisiaca)
    • میوه ی موز مانند این گیاه (که سفت است و باید پخته شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plantain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plantain
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارهنگ

تصاویر با "plantain"

عباراتی شبیه به "plantain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plantain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه