ترجمه "planting" به فارسی

کاشت, نهالکاری بهترین ترجمه های "planting" به فارسی هستند.

planting noun verb دستور زبان

A plant (or clipping) that has been freshly planted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاشت

    Even a farmer knows that there's a time to plant and a time to sow.

    حتا يه کشاورز هم مي دونه که زماني براي کاشت هست و زماني هم براي برداشت.

  • نهالکاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Planting
+ اضافه کردن

"Planting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Planting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "planting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه