ترجمه "plasminogen" به فارسی

(زیست شناسی) پلاسمین زا ترجمه "plasminogen" به فارسی است.

plasminogen noun دستور زبان

(biochemistry) The inactive precursor to plasmin; profibrinolysin [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زیست شناسی) پلاسمین زا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasminogen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plasminogen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plasminogen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه