ترجمه "plaster" به فارسی

گچ, مشمع, مرهم بهترین ترجمه های "plaster" به فارسی هستند.

plaster verb noun دستور زبان

(uncountable) A paste applied to the skin for healing or cosmetic purposes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گچ

    noun

    general term for a broad range of building materials

    A larger piece of plaster fell on the green felt table.

    در این لحظه یک تکه گچ بزرگتر از سقف کنده شد و بر روی میز افتاد.

  • مشمع

    Charles reassured her the case was not a serious one, and he went for some sticking plaster.

    شارل به او اطمینان داد که خطرناک نیست و خود به دنبال مشمع و وسایل زخمبندی رفت.

  • مرهم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مشما
    • زفت
    • چسباندن
    • (بنایی - شکسته بندی) گچ
    • (به دیوار و غیره) زدن
    • (به ویژه موی سر) صاف و خوابیده کردن
    • (شکسته بندی) گچ گرفتن
    • (عامیانه) سخت شکست دادن
    • (پزشکی) ضماد
    • ارزه (گچی که با آن روی تخته سیاه می نویسند: chalk)
    • با گچ پوشاندن
    • در هم کوبیدن
    • رجوع شود به plaster of Paris
    • زفت انداختن
    • ضماد گذاشتن
    • محکم زدن
    • مشما گذاشتن
    • گچ زدن
    • گچ کاری کردن
    • گچ کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plaster"

عباراتی شبیه به "plaster" با ترجمه به فارسی

  • (پارچه ی آلوده به ماده ی چسبناک که در زخم بندی به کار می بردند) مشمع · ضماد
  • گچ
  • (شکسته بندی) پوشش گچی · قالب مجسمه (از گچ پاریس)
  • (پزشکی) ضماد خردل
  • اندوگر · ساروج کار · کاهگل کن · گچ کار · گچکار
  • (خودمانی) مست · جادو شده · سیاه مست · مبهوت · مست و خراب · مسحور · مسموم شده · مَست · هوسباز · پاتیل
  • پودر گچ (که به عنوان کود کاربرد دارد)
  • نوار چسب زخم بندی · چسب زخم
اضافه کردن

ترجمه های "plaster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه